Friday, April 30, 2010
۱- باشه
خانمها از این واژه برای پایان دادن به بحثی استفاده می کنند که صددرصد حق با آنهاست و شما باید خفه شوید.

۲- پنج دقیقه‌ی دیگه
اگر او در حال حاضر شدن برای رفتن به میهمانی است٬ این عبارت معادل است با یک ساعت و نیم. پنج دقیقه٬ فقط زمانی پنج دقیقه است که شما در حال تماشای مسابقه ی فوتبال هستید و خانم منتظر کمک شما در آشپزخانه است.


۳- هیچی
این یکی آرامش قبل از طوفان است و معنی و مفهوم آن این است که یک چیزی هست و شما باید شش دانگ حواستان هوشیار باشد. بحثهایی که با «هیچی» شروع میشوند٬ معمولا با «باشه» خاتمه می یابند. (رجوع کنید به شماره‌ی یک)

۴- هر کار میخوای بکن
این اصلا به معنی مجوز انجام کار نیست! بلکه بیشتر یک دام و نفس کش طلبی است. سریعا کاری را که می خواهید انجام دهید٬ متوقف کنید.

۵- «آه بلند»
این در حقیقت یک واژه است٬ منتهی به صورت غیر کلامی ادا میشود و معمولا مردان آن را بد می فهمند. یک «آه بلند» یعنی خانم فکر می کند که شما یک احمق بالفطره هستید و او دارد وقتش را در بحث با شما به خاطر هیچی تلف می کند. (برای فهمیدن معنی «هیچی» به شماره‌ی سه رجوع کنید.)

۶- چیزی نیست
این یکی از خطرناکترین و مرگبارترین عبارات مورد استفاده‌ی خانمهاست. معنی و مفهوم این واژه این است که خانم میخواهد درست و حسابی فکر کند تا در مورد چگونگی تنبیه کردن شما تصمیم بگیرد.

۷- ممنون
اگر خانمی از شما تشکر کرد٬ سوال نکنید و پس نیافتید. خیلی ساده بگویید «خواهش می کنم.» (البته من مایلم اینجا یک موردی را اضافه کنم: اگر خانمی گفت: «خیلی ممنون» این یک کنایه‌ی ناب است و به هیچ وجه معنی تشکر نمی دهد. در این حالت هرگز نگویید «خواهش می کنم» چون در این صورت پاسخ خواهید شنید: «قربون ننه ات بری» - برای معنی عبارت «قربون ننه ات بری» به شماره‌ی ۸ رجوع کنید.)

۸- قربون ننه ات بری
در فرهنگ زنانه٬ این واژه یعنی: «...ر تو دهنت»

۹- چیز مهمی نیست٬ خودم درستش می کنم
یک عبارت مرگبار دیگر. این٬ یعنی کاری که خانم چندین بار به آقا در موردش تذکر داده اما حالا دست آخر خودش مجبور است آنرا به انجام برساند. سرانجام این محاوره ممکن است منتهی به این شود که آقا بپرسد: «حالا مگه چی شده؟» و خانم بگوید: «هیچی» (در مورد «هیچی» به شماره‌ی سه مراجعه کنید.)
Tuesday, April 27, 2010
سیاتل٬ کاریکاتوریست آمریکایی: بیستم ماه می٬ همگی کاریکاتور محمد را بکشیم

تهدید به قتل توسط یک گروه مسلمان افراطی. این دلیل٬ کافی بود تا شبکه‌ی تلویزیونی کامِدی سنترال٬ یکی از اپیزود های مجموعه‌ی ساوت پارک را به خاطر داشتن یک تصویر کارتونی از محمد بن عبدالله٬ سانسور کند. اما در مقابل این موضوع انگیزه ای شد برای مالی نوریس٬ کارتونیست آمریکایی طراح این تصویر٬ تا بیستم ماه می را «روز جهانی کاریکاتور محمد» بنامد.

یعد از اینکه یک بلاگر مسلمان به کامِدی سنترال در مورد انتشار این تصویر٬ که محمد را٬ نهان از انظار٬ در پوشش یک خرس نشان می دهد٬ هشدار داد٬ تصویر زیر در سایت رسمی مجموعه‌ی ساوت پارک به نمایش در آمد:



هفته‌ی بعد از آن٬ ساوت پارک مجددا فردی را در لباس خرس نمایش داد که بعدا مشخص شد او سانتاکلاز بوده است. آنها در این اپیزود محمد را نیز نمایش دادند٬ این بار در زیر یک چهارگوش سیاه که روی آن نوشته بود: «سانسور شده»! اما محمد نخستین بار در سال ۲۰۰۱ در اپیزود «بهترین رفقا» با شرکت عیسی مسیح٬ بودا٬ موسی٬ کریشنا٬ جوزف اسمیت و سان زو در مجموعه‌ی ساوت پارک ظاهر شده بود.


اما کارتونیست طراح این تصویر٬ که خنده و خنداندن را «عبادت» خودش می داند٬ از هنرمندان سراسر دنیا خواسته تا در روز بیستم ماه می٬ با کشیدن تصویر محمد با این تهدیدات مقابله کنند. یک صفحه‌ی فیس بوک هم برای جمع آوری و انتشار این تصاویر تهیه شده است.

گروه مسلمانان انقلابی نیویورک در وبسایت خود٬ تصویری از تئو ونگوگ٬ فیلمساز هلندی که توسط یک مسلمان به قتل رسید٬ را به عنوان تهدید ضمنی در وبسایت خود ضمیمه کرده بود. آنها در وبسایت خود نوشتند: «کاری که سازندگان ساوت پارک می کنند٬ کاری است احمقانه و می تواند همان پیامدی را برای آنان داشته باشد که تئو ونگوگ به آن دچار شد. این یک تهدید نیست(!) (علامت تعجب از من است.) بلکه هشداری است واقعی در مورد اتفاقی که ممکن است روی دهد.» سخنگوی این گروه ادعا می کند نوشته‌ی آنان تشویق به خشونت نیست. پس از این اتفاق٬ پلیس نیویورک٬ تدابیر امنیتی را در اطراف ساختمان ساوت پارک٬ تشدید کرده است.

اما از آن طرف٬ این پیشنهاد با استقبال بی نظیری از سراسر جهان روبرو شده است. نوریس می گوید از زمان طرح پیشنهاد٬ تاکنون تصاویر متعددی به دستش رسیده و شاید روزی منتخبی از این تصاویر را روی یک دست «ورق» چاپ کند. او این کمپین را «شهروندان در مقابل شهروندانِ مخالف طنز» نامیده است.

اما دیشب اتفاق جالب دیگری افتاد. مجموعه ی تلویزیونی سیمپسونز٬ در اقدامی جالب٬ در آخرین اپیزود خود٬ به صورت غیر مستقیم٬ به حمایت از ساوت پارک پرداخته است. در این اپیزود٬ بارت سیمپسون٬ روی تخته سیاه می نویسد: «ساوت پارک٬ اگر نمی ترسیدیم٬ در کنار شما می ایستادیم.»


باید تا بیستم می منتظر ماند و دید این کمپین به کجا می رسد..
Monday, April 19, 2010
۴۴ سال زمان لازم بود تا کلیسای کاتولیک رم٬ واتیکان٬ اعضای گروه بیتلز را مورد عفو قرار بدهد. گناه بیتل ها چه بود؟ ۴۰ سال پیش٬ جان لنون٬ یکی از اعضای گروه بیتلز در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته بود: «مسیحیت روزی از بین خواهد رفت. مسیحیت با گذشت زمان٬ کمرنگ و کوچک خواهد شد. دلیلی هم نمی بینم در این مورد بحث کنم. زمان ثابت خواهد کرد که من درست می گویم. ما امروزه از عیسی مسیح پرطرفدار تریم و من مطمئن نیستم کدامیک زودتر از بین خواهد رفت: موسیقی راک اند رول یا مسیحیت.»


اما این گفته ها به مذاق کلیسای کاتولیک رم خوش نیامد و آنها اظهارات جان لنون را ترویج کفر و الحاد و باورهای شیطانی نامیدند.

حال پس از گذشت ۴۰ سال از این ماجرا٬ کلیسا با تغییر ۱۸۰ درجه ای از موضع قبلی خود در یکی از روزنامه های واتیکان از موسیقی این گروه با عنوان «اکسیری جادویی و منحصر به فرد از واژه ها و موسیقی» یاد می کند و ادامه می دهد: «گفته های لنون٬ بیشتر یک شوخی و لاف زنی توسط جوانی از طبقه‌ی کارگر بوده که در عصر الویس پریسلی زیسته و با موفقیت دور از انتظار در ایام جوانی روبرو شده است.» و باز هم ادامه می دهد: «ملودی های آنها موسیقی را تغییر داد و هنوز هم لذت بخش است. به راستی موسیقی پاپ٬ امروزه بدون آثار بیتلز چگونه می بود؟»


اگر به یاد داشته باشید٬ چند سال پیش٬ بعد از گذشت چهارصد و اندی سال بود که کلیسا از سر تقصیرات گالیله نیز به سبب ادعای کروی بودن و مرکز جهان نبودن کره‌ی زمین گذشت و او را مورد عفو الهی قرار داد.


اما اگر واقعا سرعت کلیسا در بررسی موضوعات در این حدود است٬ و برای عفو یک جوان جویای نام٬ نیاز به چهل سال زمان دارد٬ می توان انتظار داشت که کلیسا برای حل و فصل هر یک از موضوعات زیر نیز زمانی متناسب با آن نیاز خواهد داشت:


* حل و فصل مشکلات و انحرافات جنسی در میان کشیشان کلیسای مسیحی - ۲۵۰ سال
* پایان سوء استفاده‌ی جنسی از کودکان خردسال توسط مقامات عالی کلیسا - ۱۰۰۰ سال
* درک مفید بودن کاندوم جهت پیشگیری از ایدز و لزوم کنترل جمعیت - ۵۰۰۰ سال

راستی شما فکر می کنید همزمانی این عفو مضحک با اوج گیری انتقادات از کلیسا در مورد سوء استفاده‌ی جنسی از کودکان خردسال تصادفی است؟
Friday, April 16, 2010

خداوند به مردها یک مغز داده و یک آلت تناسلی. اما فقط به اندازه ای خون داده که در هر لحظه تنها یکی از این دو کار می کند.

- رابین ویلیامز


خانمها برای سکس داشتن احتیاج به دلیل دارند و آقایان احتیاج به مکان.

بیلی کریستال


ازدواج مثل حکم بازی کردن است. اگر شریک خوبی نداری٬ باید «دست» خوبی داشته باشی.

- وودی آلن
Tuesday, March 16, 2010
آقای کروبی اخیرا در اظهار نظری گفته اند: جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است.


قدیمتر ها٬ وقتی در روستای ما کسی از دنیا می رفت٬ اهالی ده می گفتند فلانی مرد. یاد ندارم کسی گفته باشد فلانی دچار مرگ زدگی شد. به همین خاطر هر چه به مغزمان فشار آوردیم٬ متوجه نشدیم دچار استبداد زدگی شدن یعنی چه؟ آیا منظور جناب کروبی این است که جمهوری اسلامی تبدیل به حکومت استبدای شده است؟

خوب این که گفتنش اینقدر سخت نیست. بله٬ اما چرا ایشان مانند هر آخوند دیگری علاقمند است لقمه را از پشت سر به دهان بگذارد؟ یادش به خیر یک آخوندی بود از بلاد انگلستان٬ به جای اینکه بگوید فلانی دزدی کرده است٬ می گفت فلانی تصرف نامشروع کرده است. از این گونه بازی با کلمات در دنیای آخوندها کم نیست. به هر حال آنها عمری را صرف همین کار می کنند و گذران زندگی شان از همین بازی با کلمات است.


اما از این هم که بگذریم٬ باید از جناب کروبی بپرسیم٬ دقیقا از چه موقع این اتفاق افتاده است و جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است؟ از بعد از انتخابات اخیر؟ مگر در انتخابات اخیر چه اتفاق جدیدی افتاد؟ شورای نگهبان پدیده ای جدید بود؟ یا عملکرد شورای نگهبان تازه بود؟ نظارت استصوابی سبکی تازه بود؟ اعدام و کشت و کشتار مردم اتفاق جدیدی بود؟ حکم حکومتی اقدامی بدیع بود؟ بستن روزنامه ها و حذف مخالفان اتفاق تازه ای بود؟ دقیقا چه اتفاق تازه ای افتاده که جمهوری اسلامی را به استبداد زدگی دچار کرده است؟

اصلا شاید تمام این موارد قبلا هم وجود داشته اند و به عبارت بهتر جمهوری اسلامی از اولش هم استبدادی بوده اما استبدادش چرب تر از الان بوده اما الان خشکیده؟
Monday, March 1, 2010
نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد که رفتارهای سیاسی٬ مذهبی و جنسی در افراد٬ می توانند منعکس کننده‌ی هوش آنها باشند.

روانشناس تکوینی ساتوشی کانازاوا٬ از مدرسه‌ی سیاسی و اقتصادی لندن٬ از اطلاعات آماری به دست آمده چنین نتیجه ای گرفته است. این تحقیق که روی جامعه‌ی آماری بزرگی در سطح ملی در آمریکا انجام شده٬ نشان می دهد که افرادی که خود را بی خدا و لیبرال می نامند٬ از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند. این نتیجه در مورد مردان تک همسر (و نه در زنان) نیز صدق می کند. نتایج این تحقیق در ماه مارچ ۲۰۱۰ مجله‌ی فصلی روانشناسی جامعه شناسانه (Social Psychology Quarterly) منتشر خواهد شد.

تفاوت بهره‌ی هوشی با اینکه به لحاظ آماری بسیار معنادار است٬ اما به لحاظ کمّی٬ اختلافی بیش از ۶ تا ۱۱ واحد نشان نمی دهد٬ همچنین این اطلاعات نباید برای برچسب زدن به افراد استفاده شود. با این وجود این تحقیق نشان می دهد که چگونه الگوهای شناختی از ایدئولوژی های خاصی منشعب میشوند و رفتارهای افراد چگونه شکل می گیرند.

در توضیح نتایج این تحقیق گفته میشود که تک زوجی٬ لیبرال مسلکی و بی خدایی٬ همگی بر خلاف مسیر فرگشتی نوع انسان در گذشته هستند. به عبارت دیگر٬ هیچ یک از این رفتارها نفعی جهت تضمین بقاء برای اجداد ما نداشته اند٬ با این وجود این رفتارها برآمده از هوش بالاتر هستند.

پروفسور جیمز بیلی٬ از دانشگاه جرج واشینگتن٬ که در این تحقیق شرکت نداشته٬ می گوید: «کاملا منطقی به نظر میرسد که ایده های نوآورانه و متفاوتی در فرآیند فرگشت برای به پیش راندن گونه های انسانی٬ اتخاذ شود. همچنین کاملا منطقی است که افرادی با بهره‌ی هوشی بالاتر چنین تصمیماتی را اتخاذ کنند. حتی امکان دارد چنین تصمیماتی٬ جهت نمایش برتری و خبرگی بر سایرین اتخاذ شود٬ که باز هم نشأت گرفته از هوش بالاتر است. در حقیقت همراهی با ایده هایی مثل لیبرال مسلکی یا بی خدایی راهی است برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و تفهیم باهوش تر بودن شخص به آنها.»

این تحقیق نتیجه ای در مورد باهوش تر یا کم هوش تر بودن زنان تک همسر نمی گیرد. و این منطقی نیز به نظر میرسد. برای این که تک همسری همیشه برای زنان مفیدتر بوده٬ حتی هزاران سال پیش. معنی این حرف این است که این پدیده اتفاق جدیدی نیست.

اما برای مردان٬ تک همسری بر خلاف فرگشت فردی است. مردان پیشین با هدف منتشر کردن هر چه بیشتر ژنهای خود٬ چندین همسر اختیار می کردند٬ چرا که زنان ۹ ماه برای بارداری و مدت زمان بسیار بیشتری برای مراقبت از کودکان خردسال نیاز داشتند٬ طبیعتا نیاز به تداوم ارتباط با جفت جهت تامین نیازهای او داشتند.

این تئوری در مورد مذهب٬ می گوید مذهب کمکی برای بقاء به افراد نمی کرده بلکه بیشتر افراد را به سمت توهم گرایی سوق می داده است. مثلا اگر صدایی در دوردست شنیده شود٬ بشر نخستین خود را آماده برای مقابله با تهدید می کرد. اما مذهب بشر را هر چه بیشتر متوهم کرده و توهم بیشتر منجر به گرایش بیشتر به مذهب شده و نتیجه این که بشر دست خدا را در هر کجا می بیند.»

شرکت کنندگان در این تحقیق٬ که خود را بی خدا نامیدند٬ در سنین بزرگسالی٬ دارای ضریب متوسط هوشی ۱۰۳ هستند حال آنکه بزرگسالان مذهبی٬ متوسط ۹۷ را اختیار می کنند. بیلی می گوید: «بی خدایی به افراد اجازه می دهد بدون گیرکردن در ساختار دست و پاگیر مذاهب٬ رو به جلو حرکت کرده و برای زندگی برنامه ریزی کنند. اصولا از دید مذهبی٬ هر پدیده‌ی نویی به منزله‌ی یک تهدید تلقی میشود. چرا که تقریبا تمامی سیستم های مذهبی مبتنی بر امور ابدی و دائمی هستند.»

در این تحقیق٬ لیبرال بودن در مقابل محافظه کاری٬ به معنی توجه نشان دادن به افرادی که از نظر ژنتیکی به شما مرتبط نیستند و تمایل برای هزینه کردن از منابع شخصی برای آنها معنی شده است. موضوعاتی از قبیل سقط چنین٬ کنترل سلاححهای شخصی یا حقوق همجنس گرایان در این تعریف لحاظ نشده اند.

بیلی ادامه می دهد: «افراد لیبرال٬ بیشتر به غریبه ها توجه نشان می دهند و به انها کمک می کنند٬ حال انکه محافظه کارها عموما به افرادی کمک می کنند که به آنها شبیه تر هستند.»

این رفتار اجداد ما بوده که پیش از هر چیز به حلقه‌ی بستگان خود رسیدگی کنند. در واقع توجه به اغیار یا لیبرال مسلکی٬ از دید فرگشتی غیر طبیعی است. این تحقیق نشان می دهد بزرگسالان جوانی که خود را «بسیار محافظه کار» می خوانند٬ بهره‌ی هوشی متوسطی برابر با ۹۵ دارند در حالی که آنان که خود را «بسیار لیبرال» می خوانند٬ بهره‌ی هوشی متوسط ۱۰۶ را کسب کردند.

لازم به ذکر است که بیلی و کانازاوا٬ هیچ یک خود را لیبرال نمی نامند.

منبع: سی ان ان
Thursday, February 4, 2010
قسمتهای قبلی این نوشته:


کشاورزی به عنوان روشی برای زندگی٬ در بیرون از منطقه‌ی اریحا نیز به سرعت گسترش پیدا کرد؛ باستان شناسان بقایای کلنی های باستانی را در دره‌ی رود اردن٬ صحرای سینا و کوه کارمل یافته اند. در واقع همزمان با پرورش گیاهان و اهلی کردن حیوانات٬ کشاورزان باستانی آموختند که چگونه میتوان غذا را برای مصارف آینده ذخیره کرد٬ که این امر منجر به افزایش جمعیت٬ نوآوری و پیچیده تر شدن جوامع آنان شد. آنان همچنین سفالگری را اختراع کردند و هنر و فرهنگ شروع به شکوفا شدن کرد.



ظروف سفالی کشف شده در منطقه‌ی اریحا


این انفجار خلاقیت٬ در هنر قومی به نام یرموکیان٬ که در جنوب دریای الخلیل در حدود ۸۰۰۰ سال پیش می زیستند٬ بیشتر و بهتر قابل مشاهده است. در سالهای ۱۹۳۰ که مهاجرین یهودی در حال تاسیس شهر کیبوتز شهرالجولان در حاشیه‌ی رود یرموک بودند٬ تعداد زیادی قطعات سفالی بسیار زیبا یافتند که با خطوط زیگزاگی حکاکی و با رنگ قرمز تزئین شده بودند.


بعضی از این سفالگری ها به شکل زنی در حالت نشسته است که سری دراز دارد و احتمالا رب النوع باروری و حاصلخیزی بوده است. تنها در همین سایت٬ تاکنون بیش از ۳۰۰ مجسمه از این نوع به دست آمده است.



اکتشافات بعدی از آثار هنری سبک یرموکیان در مگیدو واقع در شمال اسرائیل٬ بیبلوس در لبنان و تقریبا ۲۰ مکان دیگر در سرزمین مقدس٬ نشان از گسترش روزافزون فرهنگ یرموکیان در منطقه دارد.

برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .