Showing posts with label یهود. Show all posts
Showing posts with label یهود. Show all posts
Tuesday, June 1, 2010
بعضی از مذهبیون٬ به آتئیست ها برچسب می زنند که یقین بر عدم وجود خدا٬ مثل یقین بر وجود خدا٬ خودش نوعی مذهب است. آنها می گویند حداقل بگویید شاید خدا وجود داشته باشد.

در پاسخ به این عده باید گفت که هیچ شواهدی دال بر وجود اژدهای هفت سر یا اسب شاخدار و بالدار هم وجود ندارد ولی مردم نمی گویند شاید اژدهای هفت سر وجود داشته باشد. آیا واقعا امکان وجود اژدهای هفت سر هست؟ شاید. اما این احتمال آنقدر کم است که در عمل کسی زحمت باور کردن آن را به خود نمی دهد. در حقیقت می توان با تقریب خوبی گفت که اژدهای هفت سر وجود ندارد. این مثال از دنیای مادی بود تا نوع استدلال این عده را نشان دهد. اما درگیر شدن در بحث های کلامی بی انتها واقعا احمقانه است.


واقعیت این است که ما آگنوستیک (*) آتئیست هستیم. اما این جا دو موضوع مطرح میشود. وقتی در مورد مذاهب رسمی حرف می زنیم٬ ما آتئیست هستیم یعنی وقتی خدای واحد اسلام٬ یهود یا مسیحیت ادعاهایی می کند که با علوم قطعی در تضاد است یا حرفهایش با گذشت زمان تغییر می کند٬ می توانیم به یقین ادعا کنیم که چنین خدایی وجود ندارد. به عنوان مثال کوهها را میخهایی برای ثبات زمین دانستن٬ وقوع طوفانی موهوم و جهانگیر بدون وجود حتی یک مدرک علمی٬ وقوع زلزله بر اثر ارتعاش بدن زنان٬ ادعای تولید اسپرم در استخوان کمر و . . . ادعاهایی به کل مردود هستند. پس می توانیم با اطمینان وجود چنین خدایی را رد کنیم. اما این به این معنی نیست که خدا «اصلا» وجود ندارد. وقتی پای مبدا غایی هستی به میان می آید پاسخ ما این است: «هنوز نمی دانیم.»

* آگنوستیک کسی است که نمی داند خدا وجود دارد یا نه
Thursday, February 4, 2010
قسمتهای قبلی این نوشته:


کشاورزی به عنوان روشی برای زندگی٬ در بیرون از منطقه‌ی اریحا نیز به سرعت گسترش پیدا کرد؛ باستان شناسان بقایای کلنی های باستانی را در دره‌ی رود اردن٬ صحرای سینا و کوه کارمل یافته اند. در واقع همزمان با پرورش گیاهان و اهلی کردن حیوانات٬ کشاورزان باستانی آموختند که چگونه میتوان غذا را برای مصارف آینده ذخیره کرد٬ که این امر منجر به افزایش جمعیت٬ نوآوری و پیچیده تر شدن جوامع آنان شد. آنان همچنین سفالگری را اختراع کردند و هنر و فرهنگ شروع به شکوفا شدن کرد.



ظروف سفالی کشف شده در منطقه‌ی اریحا


این انفجار خلاقیت٬ در هنر قومی به نام یرموکیان٬ که در جنوب دریای الخلیل در حدود ۸۰۰۰ سال پیش می زیستند٬ بیشتر و بهتر قابل مشاهده است. در سالهای ۱۹۳۰ که مهاجرین یهودی در حال تاسیس شهر کیبوتز شهرالجولان در حاشیه‌ی رود یرموک بودند٬ تعداد زیادی قطعات سفالی بسیار زیبا یافتند که با خطوط زیگزاگی حکاکی و با رنگ قرمز تزئین شده بودند.


بعضی از این سفالگری ها به شکل زنی در حالت نشسته است که سری دراز دارد و احتمالا رب النوع باروری و حاصلخیزی بوده است. تنها در همین سایت٬ تاکنون بیش از ۳۰۰ مجسمه از این نوع به دست آمده است.



اکتشافات بعدی از آثار هنری سبک یرموکیان در مگیدو واقع در شمال اسرائیل٬ بیبلوس در لبنان و تقریبا ۲۰ مکان دیگر در سرزمین مقدس٬ نشان از گسترش روزافزون فرهنگ یرموکیان در منطقه دارد.

برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Wednesday, February 3, 2010
قسمت قبلی این نوشته:

سرزمین مقدس٬ قسمت اول

به عنوان مثال در مکانی به نام عبیدیه واقع در دره‌ی رود اردن٬ باستان شناسان ابزارهایی سنگی کشف کرده اند که عمر آنها به بیش از یک میلیون و چهارصدهزار سال می رسد و به احتمال زیاد هومینین ها (قدیمی ترین اسلاف بشر بیرون از آفریقا)٬ که حدود یک میلیون و هشتصد هزار سال قبل در منطقه‌ی مانیسی (Dmanisi) در گرجستان امروزی می زیسته اند٬ از همین مسیر عبور کرده اند. در مکان دیگری واقع در دره‌ی بزرگ٬ به نام خشر بنوت یعقوب٬ باستان شناسان نخستین بقایای تسلط انسان بر آتش را یافته اند که عمر آن به ۷۸۰٬۰۰۰ سال میرسد. و زمانی که گونه‌ی ما٬ یعنی هوموساپینس در حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سال پیش سفر خود به خارج از آفریقا را آغاز کرد٬ برای اولین بار در غارهایی که از شش گوشه٬ ارتفاعات سرزمین اسرائیل را احاطه کرده اند٬ سکنی گزید.


حفاری های باستان شناسی در سایت خشر بنوت یعقوب

این انسانها دسته های بدوی شکارچی ای بودند که از دید آنان سرزمین مقدس امروزی٬ ایستگاهی پر از شکار و منابع طبیعی در نخستین طی الارض های شان بود. اما وقتی انسانهای مدرن شروع به ریشه دوانیدن کردند٬ این سرزمین جایی بود که آنها تصمیم گرفتند اولین خانه های خود را در آن بسازند. شکی نیست که هوای معتدل مدیترانه ای این سرزمین٬ خاک حاصل خیز آن و رودخانه های متعدد آن جاذبه های طبیعی برای این تصمیم بوده اند. نخستین نشانه های میل به ساکن شدن در این منطقه در مکانی به نام «اوهالو۲» به عمر تقریبی ۲۳٬۰۰۰ سال٬ دیده میشود٬ مکانی واقع در جنوب شرقی دریای الخلیل٬ که آثار سرپناههای ساخته شده از شاخ و برگ درختان به همراه بقایای گلها و گیاهان جمع آوری شده در آنها از جمله جو برجای مانده است. ۸۵۰۰ سال بعد٬ مردمانی اسرارآمیز و نیمه ساکن به نام نطوفیان شروع به زاد و ولد در مناطقی کردند که امروزه اسرائیل٬ اراضی فلسطینی٬ سوریه و اردن نامیده میشوند. آنها در خانه های ساخته شده از شاخ و برگ زندگی می کردند٬ غزال و قوچ شکار می کردند٬ به داشت و برداشت دانه های وحشی اهتمام می ورزیدند و مردگان خود را در قبرستانی نزدیک به خود دفن می کردند.


خانه های ساخته شده از شاخ و برگ درختان

باستان شناس بریتانیایی به نام کتلین کنیون٬ در حدود سال ۱۹۵۰ دست به حفاری های گسترده در مکانی به نام تل السلطان واقع در اریحا٬ که محل زندگی نطوفیان بود٬ زد. در اریحا که نطوفیان احتمالا به خاطر وجود چشمه های متعدد آب تصمیم به اقامت در آن گرفتند٬ کنیون لایه های تاریخ را یکی پس از دیگری از زیر خاک بیرون کشید. درست یک لایه بالاتر از بقایای نطوفیان٬ او نخستین آثار مزرعه داری توسط انسان را که به ۱۱٬۰۰۰ سال قبل بر می گردد٬ کشف کرد. این کشف همچنین شامل یک برج بسیار زیبای سنگی به ارتفاع تقریبی هشت و نیم متر و مخزنی از جمجمه های انسان با چهره هایی گچ اندود شده٬ میشود.


برج سنگی ساخته شده توسط نطوفیان واقع در اریحا٬ اسرائیل

این مقطع زمانی٬ همان است که باستان شناسان از آن به عنوان عصر نوسنگی یاد می کنند٬ عصری که یکی از مراحل مهم حرکت بشر به سوی تمدن بود.

برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Monday, February 1, 2010
سرزمین مقدس. برای ۳/۵ میلیارد نفر از ساکنان کره‌ی زمین٬ یهودیان٬ مسیحیان و مسلمانان٬ این دو کلمه تداعی کننده‌ی سرزمینی جادویی است؛ چشمه‌ی جوشان معجزات که اساس یکتاپرستی موجود در مذهاب آنان از این سرزمین جاری شده است.


مومنین هر سه دین٬ این قطعه‌ی کوچک زمین را گرامی می دارند. سرزمینی که در قدیم کنعان نامیده می شد و در زمان حال محدوده ای است شامل اسرائیل٬ اراضی فلسطینی٬ لبنان٬ بخشهایی از اردن و سوریه و مصر. آنان این سرزمین را گرامی می دارند از آنرو که خدای آنان در این سرزمین خود را به بشر معرفی و سخنانش را به او عرضه کرد٬ اینجا جایی است که وقایع موجود در تورات و انجیل در آن روی داده است. در حقیقت هر سه دین بزرگ٬ خود را میراث دار ِ بزرگ خاندان٬ ابراهیم٬ می دانند. هم او که خدایش به او فرمان داد با همسرش سارا به کنعان برود و به او وعده‌ی قوم برگزیده را داد.


جبرئیل٬ ابراهیم و اسحاق٬ اثر رامبراند٬ ۱۶۳۴


حتی افرادی که به متون موجود در کتب مقدس به صورت تحت اللفظی باور ندارند٬ به سرزمین مقدس به دیده‌ی مکانی می نگرند که محل آمیزش و شکوفایی افسانه ها٬ فرهنگها و وقایع تاریخی بوده است. وقایعی که تاثیر انکار ناپذیری در سرنوشت بشر امروزین داشته و دارند. بسیاری از شهرهایی که در انجیل از آنان نام برده شده٬ حبرون٬ اورشلیم٬ غزه٬ بئر شبع و اریحا نام مکانهایی واقعی بوده اند که بعضی از آنها حتی امروز و هنوز اماکن پررونقی هستند. همچنین باستان شناسان بقایای چندین مکان دیگر که در کتب مقدس از آنها نام برده شده را از زیر خاک بیرون کشیده اند. امروزه یهودیان٬ مسیحیان و مسلمانان هر یک به دنبال سهم و حق خود از این سرزمین هستند٬ سرزمینی واقع شده میان دریا و بیابان٬ با کوههایی صعب العبور و دره ها و رودخانه ها.

چه عاملی موجب نقش حیاتی سرزمین مقدس در تاریخ بشر شد؟ پاسخ به این سوال در اعماق تاریخ فرگشتی نوع انسان نهفته است. در حدود دو میلیون سال پیش٬ زمانی که اجداد انسان امروزین یعنی هومینین ها ساکن در نواحی شرقی آفریقا٬ سرزمین اصلی خود را ترک کرده و شروع به اسکان در نواحی دیگر زمین کردند.


بسیاری از مردم شناسان٬ معتقدند این گروه در مسیر دره‌ی بزرگ٬ مسیری به طول ۴۰۰۰ مایل (۶۰۰۰ کیلومتر) حرکت کرده اند٬ مسیری که از شرق آفریقای مرکزی شروع شده و از بحر المیت و دره‌ی رود اردن گذشته و تا سیبری ادامه می یابد.


برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Thursday, November 26, 2009
اینجا جایی است که به باور مسیحیان٬ دنیا در آن به پایان می رسد.


با کلیک روی تصویر٬ ویدئو را روی یوتیوب ببینید.


طنز ماجرا اینجاست که به خاطر قدرت مذهب در هل دادن بشر به سمت انجام اعمال مخرب٬ حقیقتا ممکن است دنیا به پایان برسد. واقعیت محض این است که برای بقای بشر٬ مذهب باید بمیرد. زمان به سرعت می گذرد و سپردن تصمیم گیریهای کلیدی به دست مذهبیون و افراد گریزان از خردگرایی٬ ممکن است برای بشریت گران تمام شود. افرادی که به جای هدایت کشتی بشریت با قطب نما٬ به جادو و جنبل و امامی ناپیدا متوسل میشوند.

جرج بوش برای پیروزی در عراق بسیار دعا کرد اما سعی نکرد چیزی در مورد این کشور بیاموزد. ایمان٬ یعنی ارزش شمردنِ «عدم تفکر» و این چیزی نیست که مایه‌ی فخر و مباهات باشد. و آن کسانی که موعظه به ایمان می کنند و آن را رواج می دهند و به آن برتری می بخشند٬ برده داران هوشمندی هستند که بشریت را در کلافی از تخیلات و اوهام پوچ نگه می دارند٬ تخیلاتی که موجب پدید آمدن و مشروع جلوه دادن اشتهای بی پایان برای تخریب های بسیار٬ شده است. مذهب خطرناک است به این دلیل که به انسانهایی که پاسخ به همه‌ی سوالات را ندارند٬ عکس این موضوع را القا می کند.

خیلی از مردم فکر می کنند که خیلی عالی است که فردی بگوید: «خداوندا! راضی ام به رضای تو! هر چه تو بگویی انجام خواهم داد.» و البته از آنجایی که خدایی وجود ندارد که پاسخ آنها را بدهد٬ این خلا با آدمهایی پر میشود که خود فاسدند و محدودیت ها و علایق خود را دارند.

و به آنهایی که مدعی اند که همه چیز را می دانند٬ می دانند که پس از مرگ چه به سر ما می آید٬ به آنها قول می دهم که نه! نمی دانید. می پرسید چطور می توانم اینطور مطمئن باشم؟ برای اینکه من هم نمی دانم و آن مدعیان٬ قدرت ذهنی خارق العاده ای که من فاقد آن باشم٬ ندارند. تنها برخورد مناسب در برابر پرسشهای بزرگی که در برابر بشریت است٬ یقینی مغرورانه که ویژگی مشترک همه‌ی مذاهب است٬ نیست٬ بلکه «شک» است٬ «شک» با خود تواضع می آورد و متواضع بودن٬ صفتی است که بشر باید اختیار کند با در نظر گرفتن این نکته که تاریخ بشر٬ مملو است از برداشتهای سراسر غلط از همه چیز.

به همین دلیل است که آدمهای معقول و مذهب گریز باید به ترس خود فائق آیند٬ از تاریکی خارج شوند و با اعتماد به نفس٬ ابراز وجود کنند.

آن افرادی هم که خود را مذهبی میانه رو می نامند٬ باید در آینه به خود بنگرند و ببینند که آرامش و تسکین خاطری که اینگونه به دست می آورند٬ به بهایی وحشتناک تمام میشود. اگر شما عضو یک انجمن٬ یک حزب سیاسی یا هر گروه دیگری بودید که تا این حد به تعصب٬ زن ستیزی٬ ضد همجنس گرایی٬ خشونت و نادانی گره خورده بود٬ به نشانه‌ی اعتراض از آن استعفا می دادید. عکس العملی غیر از این٬ یعنی شریک جرم بودن٬ یعنی همسر یک مافیایی بودن که از تمام جنایات باخبر است و دم بر نمی آورد٬ یعنی جاده صاف کن اقتدارطلبانی بودن که مشروعیت خود را از میلیاردها انسان مانند خود کسب می کنند.

اگر دنیا در این مکان یا هر مکان دیگری به پایان برسد٬ یا اگر بعد از تخریب های بسیار گسترده در اثر استفاده از سلاحهای هسته ای متاثر از تعالیم مذهبی٬ راهی برای ما به آینده باقی بماند٬ بیایید تا از یاد نبریم که مشکل اصلی چه بود. ما روشهای کشتار جمعی در مقیاس وسیع را پیش از فائق آمدن بر مشکل مغزی و روانی‌مان که ما را به آن تشویق و ترغیب می کرد٬ آموختیم. این کل ماجراست. بالغ شوید یا بمیرید.

برگرفته از سکانس پایانی فیلم «رلیگیولس*» اثر بیل ماهر٬ نویسنده٬ فعال سیاسی و اجتماعی و کمدین آمریکایی



* «رلیگیولس» (Religulous) واژه ای است ساختکی متشکل از دو کلمه‌ی «رلیجن» (Religion)به معنای مذهب و «ریدیکیولس» (Ridiculous) به معنی مضحک و مسخره.