Thursday, July 16, 2009

تامین برق خاور میانه با انرژی حاصل از نان بربری

دیروز در خبرها آمده بود که روسیه مجددا اعلام کرده در ساخت نیروگاه بوشهر تاخیرهای تازه ای وجود خواهد داشت.


فکر می کنم اگر با این همه پولی که تا حالا به روسها داده ایم٬ نان بربری خریده بودیم و یک میلیون نفر را می گذاشتیم بربری بخورند و ژنراتور را با رکاب زدن بچرخانند٬ الان می توانستیم برق خاورمیانه را تامین کنیم.

Monday, July 13, 2009

طرز تهیه‌ی آش استفراغ

مواد لازم:
۱- واژه های ته مانده‌ی بو گرفته باقی مانده از کمونیزم از ۱۰۰ سال پیش(نظیر «پرولتاریا» و «بورژوآ»): دو چارک
۲- زباله های متعفن اسلامی جامانده از هزار و چهارصد سال پیش: نیم من
۳- دروغ و فحش و فضیحت: ۱۵ کانتینر (در حد کامیون ۱۸ چرخ)
۴- کلمات بی معنی و دهن پر کن و مخاطب خر فرض کن نظیر «دماگوژ»٬ «آرشیتکتیزم»(؟)٬ پاتریمونیال‌: ۶۵ کیلوگرم
۵- کلمات مردم فریب به میزان لازم
۶- «ا.ن»: یک تپه


طرز تهیه:
ابتدا کف قابلمه را با کلمات دهن پر کن بپوشانید و روی اجاق بگذارید تا کاملا داغ شود. سپس ته مانده های بو گرفته‌ی کمونیزم نظیر «پرولتاریا»٬ «بورژوآ» و غیره را با کلمات مردم فریب نظیر «مبارز»٬ «زحمت کش»٬ «ملت شریف»٬ «محروم» و از این قبیل تفت می دهیم تا اندکی از بوی گند آن کاسته شود. سپس زباله های متعفن اسلامی را به این معجون اضافه می کنیم و روی حرارت ملایم اجاق می گذاریم تا کلمات مردم فریب به طور کامل در خورش جا بیافتد. مقاله‌ی شما آماده است. در هنگام سِرو کردن می توانید به مقدار لازم آن را با فحش و فضیحت به دیگران (مهم نیست چه کسی) تزيین کنید. این آش بعد از مصرف به صورت یک تپه «ا.ن» از شما خارج خواهد شد.

آش استفراغ شما آماده است! نوش جان!

Friday, July 10, 2009

اعلام رسمی شرکای گوگل در پروژه‌ی سیستم عامل کروم

گوگل رسما شرکای خود در اجرای پروژه‌ی سیستم عامل کروم را معرفی کرد.


فروشندگان سخت افزاری که تمایل خود را برای همکاری با گوگل در این طرح اعلام کرده اند عبارتند از: ایسر(Acer)٬ ایسوس(Asus)٬ فری اسکِیل (Freescale) ٬ کوآلکام (Qualcomm)٬ تگزاس اینسترومنتس (Texas Instruments)٬ هیولیت پَکارد یا اچ پی (Hewlett-Packard)٬ توشیبا (Toshiba) و لنوو (Lenovo). همچنین نام «اَدوبی» (Adobe) نیز به عنوان یک شریک نرم افزاری٬ احتمالا برای تکنولوژی های فلش (Flash) و ایر (Air) از سوی گوگل اعلام شده است. به گفته‌ی گوگل٬ نخستین ماشینهای مجهز به سیستم عامل گوگل در نیمه‌ی دوم سال ۲۰۱۰ به بازار خواهند آمد.

این سیستم عامل در وحله‌ی اول روی ماشین های مبتنی بر x86 و ARM با هسته‌ای لینوکسی و نمایی پنجره شکل عرضه خواهد شد. در وبلاگ گوگل٬ این شرکت روی کدباز و مجانی بودن این سیستم عامل تاکید کرده است.

منبع

Thursday, July 9, 2009

در شرایط حاضر٬ حمله‌ی نظامی به ایران کاری بسیار نامعقول است

فرید زکریا نویسنده و تحلیلگر روابط خارجی و مجری برنامه‌ی «فرید زکریا٬ جی پی اس» در روزهای یکشنبه (ساعت ۱ و ۵ بعدازظهر به وقت ساحل شرقی آمریکا) از شبکه سی ان ان است.


سی ان ان - نتیجه‌ی احتمالی این وقایع را چه می بینید؟
فرید زکریا - شرایط هنوز بسیار سیال است. رقیب اصلی یعنی میرحسین موسوی و رئیس جمهور پیشین٬ محمد خاتمی٬ هنوز دولت را به خاطر تقلب در انتخابات سرزنش می کنند. این رویداد٬ شکافی غیرمعمول را در بالاترین سطح این نظام نشان می دهد. اما محتمل ترین نتیجه٬ این است که رژیم قادر به برقراری مجدد آرامش خواهد بود.

اما٬ این رژیم با از دست دادن ویترین اسلامی و دموکراسی خود٬ که برایش اهمیت زیادی داشت٬ تبدیل به یک دیکتاتوری عریان شده است.

سی ان ان - اما آیا برنامه‌ی هسته ای ادامه پیدا خواهد کرد؟
فرید - دقیقا! ما هنوز این مشکل را با ایران داریم و باید یک استراتژی برای مقابله با این موضوع داشته باشیم. موضوع هسته ای کماکان ادامه پیدا خواهد کرد و مذاکره نکردن٬ منجر به توقف آن نخواهد شد.

از طرف دیگر٬ اینکه وانمود کنیم اتفاقی در ایران نیافتاده٬ نیز اشتباه به نظر میرسد. این کار٬ در واقع نادیده گرفتن دوپاره شدن حاکمیت در ایران است.

سی ان ان - پس چه باید کرد؟
فرید - نظر من این است که کاری نباید کرد. حرکت نکردن در این وضعیت می تواند یک استراتژی باشد. پنج قدرت اصلی شورای امنیت٬ به همراه آلمان٬ پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه ای به ایران برای از سرگیری مذاکرات هسته ای ارائه کرده اند. هنوز پاسخی از ایران دریافت نشده و توپ در زمین آنهاست. تا زمان دریافت پاسخ از آنها٬ غرب باید به یارگیری برای اتخاذ تحریمهای سخت تر و منزوی تر کردن ایران بپردازد. تا زمان دریافت پاسخ از تهران٬ دلیلی برای ورود آمریکا یا دیگران به ماجرا نیست.

سی ان ان - آیا این روش برخورد٬ به خاطر در موضع ضعف بودن ماست و این حقیقت که انتخابهای بسیار محدودی داریم؟
فرید - در واقع خیر٬ چرا که در حالی که به نظر میرسد غرب انتخابهای بسیار محدودی دارد٬ واقعیت این است که ایران انتخابهای بسیار محدودتری دارد. اقتصاد ایران در شرایط بدی به سر می برد٬ رژیم با بزرگترین چالش از زمان تاسیس خود روبروست و متحدان آن در لبنان و عراق و جاهای دیگر عملکردی پایین تر از انتظار دارند. باید اجازه بدهیم رهبر انقلاب و احمدی نژاد تصمیم بگیرند که چه کار می توانند بکنند. گذر زمان به نفع آنها نیست.

سی ان ان - حمله‌ی نظامی چطور؟
فرید - در حالیکه ما داخل ایران را دیده ایم٬ حمله‌ی نظامی به ایران٬ کاری بسیار غیرمعمول خواهد بود٬ چرا که این کار به معنی بمباران کردن ایرانیان است. موسوی و یارانش٬ راهی کم هزینه تر برای روبرو شدن با غرب می خواهند٬ همین طور بسیاری از بزرگان نظام. موسوی بارها به سیاست تهاجمی احمدی نژاد حمله کرد. بنابراین در این وضعیت٬ پاسخ به این سوال که «آیا افراد میانه رو در داخل ایران یافت میشوند؟» این است که «بله! و تعداد آنها به میلیونها میرسد.»

منبع: سی ان ان

Thursday, July 2, 2009

کِی نباید ایران را بمباران کرد؟

جان بولتون (نماینده‌ی آمریکا در سازمان ملل در زمان ریاست جمهوری جرج بوش - مترجم) اخیرا مقاله‌ی مهمی در واشینگتن پست نوشته که بخشی از آن به قرار زیر است:

کسانی که با دستیابی ایران به سلاح هسته ای مخالفند٬ در حال روبرو شدن با تنها انتخاب پیش رویشان یعنی حمله‌ی نظامی به تاسیسات نظامی هسته ای ایران هستند. شورش های اخیر در ایران نیز٬ موجب میشود که بتوان با اجیر کردن گروههای دیپلماسی در داخل ایران٬ برای مردم توضیح داد که چنین حملاتی برای مقابله با رژیم ایران است نه مردم ایران. البته این موضوع همیشه درست بوده اما این موضوع وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که بدانیم شکاف بین مردم و رژیم اسلامی هرگز تا این اندازه روشن و عمیق نبوده است. عملیات نظامی برای از بین بردن برنامه‌ی هسته ای ایران٬ و هدف نهایی یعنی تغییر رژیم باید بی وقفه ادامه پیدا کند.


جان بولتون

بولتون کسانی که معتقد به راه حل سیاسی برای تعامل با ایران هستند را به استهزا می کشد و آنان را «سرسپرده‌ی الهی» به چنین راهکاری می داند٬ در حالیکه او مطمئن است چنین راهکاری به سرانجام مناسبی منتهی نمیشود. رابرت فارلی و متیو ایگلسیاس هر دو شبهاتی بر موثر بودن این راهکار در مقابل ایران٬ مخصوصا بعد از سرکوب شورش های داخلی٬ وارد کرده اند٬ اما اظهار کرده اند که این به این معنی نیست که بمباران کردن ایران هم لزوما تامین کننده‌ی منافع آمریکاست٬ آن هم با وجود درگیری آمریکا در عراق و ویرانی های عظیمی که بمباران ها در پی خواهند داشت. در عین حال بمباران ایران حتی منظور آمریکا را هم برآورده نخواهد کرد. بمباران ناقص این تاسیسات٬ پیامدهای مخربی هم برای مردم ایران و هم برای روابط آمریکا در منطقه در پی خواهد داشت و مشروعیت رژیمی را که در حال تقلا برای حفظ آن است٬ تحکیم خواهد کرد.

در ضمن٬ «سرسپرده‌ی الهی» می تواند توصیف کننده بولتون نیز باشد که سالهاست از بمباران ایران حمایت می کند. به همین دلیل بسیار مشکل است که اظهارات او مبنی بر اینکه «اینک» زمان مناسبی برای این کار است٬ را جدی گرفت. اما حداقل ماجرا این است که می توان یک بند دیگر به برنامه های حزب جمهوری خواه اضافه کرد. برنامه ای که در طی سالیان گذشته تنها محدود به «کاهش مالیات» بوده است. بنابراین از این پس برنامه‌ی حزب جمهوری خواه از قرار زیر است:
۱- کاهش مالیات ها
۲- بمباران ایران

منبع: وبلاگ Tapped

Thursday, June 25, 2009

رضا اصلان با بازوبند سبز٬ میهمان جان استوارت

برای بینندگان خارج از کانادا

The Daily Show With Jon StewartMon - Thurs 11p / 10c
Reza Aslan
thedailyshow.com
Daily Show
Full Episodes
Political HumorJason Jones in Iran


* برای بینندگان داخل کانادا


اینجا کلیک کنید و ببینید.
جان استوارت: خوش آمد می گویم به حضور مجدد میهمان امشب٬ ستون نویس سیاسی دیلی بیست (The Daily Beast) و نویسنده‌ی کتاب «چگونه پیروز یک نبرد کیهانی باشیم؟ خدا٬ جهانی سازی و پایان جنگ علیه ترور»٬ رضا اصلان.
رضا اصلان: بسیار خوب!
جان استوارت: چطوری جناب؟
ر: گمونم حرفی برای گفتن نیست!
ج: نه. این جان و کیت دارن واقعا از کنترل خارج میشن.
ر: آره کی فکرش را میکرد؟ واقعا اگر اینا می تونستن قضیه را حل کنن ...
ج: این دختره واقعا پتیاره است ... امروز چه خبر بود؟ چی شنیدی؟ امروز روز خوبی نبود؟
ر: امروز روز خوبی نبود. اما مشکلی نیست. این ماجرا داره تبدیل به یک جنگ فرسایشی میشه. موضوع دیگه موضوع انتخابات نیست. حداقل در این مورد مطمئنیم. موضوع دیگه تقلب انتخاباتی نیست. موضوع دیگه اصلا موضوع احمدی نژاد هم نیست. الان دیگه انقلابی در مورد آینده‌ی نظام در حال وقوعه. مشروعیت پایه های این دولت. الان داستان خیلی جدی شده و البته فکر می کنم خونریزی هم در عین حال افزایش پیدا خواهد کرد.
ج: به نظر تو آیت الله خامنه ای برای چی پرید وسط این انتخابات در حالیکه مجبور به این کار نبود؟ چرا او طوری پرید وسط این قضیه که مستقیما خودش را به سرنوشت احمدی نژاد و وقایع آینده گره زد؟
ر: این موضوع واقعا توجیه پذیر نیست. این آقا کسی است که در طی ۲۰ سال گذشته در پس زمینه بوده و گهگاهی خودش را وارد قضایا می کرده ولی خودش را به عنوان یک میانجی بی طرف معرفی کرده. من فکر می کنم واقعیت اینه که این اقا تا حالا همیشه گوشه نشین بوده و اینقدر در مخفیگاه بوده که نمیدونه دور و برش چه خبره. او حقیقتا نمی دونه که او بیش از هر کس دیگری٬ از جانب احمدی نژاد و بیدار شدن سپاه و نظامی کردن فضای سیاسی ایران در خطره. بنابراین من فکر می کنم شاید او از روی جهالت و ندانستن عمل می کنه. واقعا نمی دونم الان چی توی ذهنش میگذره.
ج: موضوعی که بیش از هر چیز دیگری ذهن من را به خود مشغول می کنه که قبلا هم راجع بهش صحبت کردیم٬ این موضوع من را یاد مراحل ابتدایی این کشور می اندازه. ایران در شکل جدیدش تنها ۳۰ سال عمر داره و وقتی راجع به بازیگران اصلی اش می خوانی می بینی که اینها با هم به مدرسه می رفتند٬ رفسنجانی و خامنه ای با هم همکلاسی بودند اینها پدران موسس اش بودند. تقریبا شبیه جفرسون و آدامز در این کشور.
ر: بله! همینطور که اوضاع پیش میره این بحث درباره‌ی آینده انقلاب اسلامی است. تو دقیقا درست میگی. اتفاقا بامزه است که افراد اردوی احمدی نژاد و افراد اردوی اصلاح طلب تنها همکلاسی نبودند. اینها همون افرادی هستند که ۳۰ سال پیش شاه را ساقط کردند و هر دو از یک سری قواعد بازی پیروی می کنند. رفسنجانیست ها٬ موسویست ها٬ خاتمیست ها دارند همان کاری را می کنند که ۳۰ سال پیش می کردند. تاجران بازار اعتصاب می کنند٬ مراسم عزاداری ...
ج: همون سال ۱۹۷۹ بود که روند به همین شکل ادامه پیدا می کرد. ۴۰ روز اوضاع آرام می‌شد و تقریبا همه چیز می رفت زیر زمین و بعد دوباره شروع می کردند و دوباره اوضاع منفجر میشد.
ر: و این روند به صورت یک چرخه ادامه پیدا می کرد. ما ایرانی ها دو کار را خیلی خوب انجام میدیم. خوب میخوریم٬ خوب عزاداری می کنیم. ما استاد این دو کاریم.
ج: تو مطمئنی شما جهود نیستین؟ شما احتمالا باید جهود باشین ...
ر: آره خوب! ما در عمل پسر عموییم. موضوع دیگه اینه که گروه دیگه هم ۳۰ سال پیش داخل ماجرا یوده و هر دو گروه قواعد این بازی را بلدند و قضیه سر این است که کدام طرف روی طرف دیگر را کم می کند و پیروز این بازی میشود.
ج: و البته هر اتفاقی که آنطرف دنیا بیافته برای ما هم اینجا مهمه. مایلیم بدونیم مردم اونجا راجع به ما چی فکر می کنند.
ر: بله! میدونم.
ج: برام هم جالبه که اینجا هم بحث سر این است که عباراتی است که اوباما دراین مورد استفاده می کنه و راستش در هر دو صورت هم یک کم هم خودستایانه است که فکر کنیم در این لحظه که مردم در ایران مشغول این جنبش هستند و جسارت و شهامت آنها درخیابان و سختی این جنبش٬ به این ربط داره که ما اعلام پشتیبانی از آنها بکنیم٬ نکنیم. که فکر کنیم موضع ما تاثیری در این قضیه داره.
ر: راستش من باورم نمیشه که بیل بنت یا چارلز کراتهامر دغدغه‌ی واقعی مردم ایران را دارند.
ج: بیل بنت که می خواست براتون «ماشین دو تا کن» بفرسته! (بیل بنت جمهوری خواه در یک مصاحبه اخیرا به جان کینگ مجری سی ان ان گفته بود که دولت آمریکا باید برای جوانان معترض ایران کارت تلفن مجانی و «ماشین دو تا کن» بفرستد که منظورش ماشین تکثیر بود. صرف نظر از این که در انگلیسی هم به ماشین کپی یا تکثیر٬ ماشین دو تا کن نمی گویند٬ ایشان هنوز گمان می کند که جوانان در حال تکثیر اعلامیه به سبک دهه ۷۰ هستند. جان استوارت هم در اینجا به او کنایه می زند. - مترجم)
ر: تنها چیزی که می تونم بگم اینه که خدا را شکر می کنم به خاطر پرزیدنت اوباما. (تشویق حضار)فکر می کنم این مرد تا حالا بی نقص عمل کرده. او از ابتدا و در طول چهارهفته ای که انتخابات ایران درحریان بوده٬ اسم ایران از دهانش خارج نشد و این موضوع به ضرر احمدی نژاد تموم شده. او نمی تونست از بحثهای همیشگی اش استفاده کنه که آمریکا میخواد به ما حمله کنه و از این قبیل. راستش را بخوای میدونی شعار انتخاباتی احمدی نژاد چی بود؟ «می توانیم» که معادل فارسی Yes We Can (شعار انتخاباتی اوباما) است. (خنده‌ی حضار) ایالات متحده تاریخچه‌ی طولانی‌ای از دخالت درامور داخلی ایران داره... بله این واقعیت داره ...
ج: من فکر می کنم از نظر احساسی٬ دل آدم با مردم توی خیابون همراه میشه که جنبش اصلاحات چیزی است مثل حزب جمهوری خواه یا دموکرات در آمریکا. ولی جنبش اصلاحات در ایران هنوز خیلی به آمریکا بدبین است و نمی تونه حتی آغاز گر روندی باشه که محافظه کار ترین آدم توی ایران می تونه چرا که ما مثل تنگی نفس برای شخصیت ملی آنها هستیم.
ر: بله. اوباما درست می گوید. این داستان مسئله‌ی مردم ایران است و جنگ آنهاست برای آینده‌ی ایران. اگر میخوایم این داستان را فردا تموم کنیم باید به حرف جان مک کین و بیل بنت گوش کنیم. با این کار می تونستیم در حا این قضیه را تمام کنیم.
ج: اما اگر آنها هم قدرت داشتند این ایده که آمریکا می تونه با ایجاد اثر پروانه در دنیا امواج سهمگین انقلاب ایجاد کنه٬ من خیلی مطمئن نیستم که اینکار عملی باشه.
ر: بعضی موقع ها بهترین کاری که می تونیم بکنیم اینه که دهنمونو ببندیم و خودمونو کنار بکشیم.
ج: این حرف نکته‌ی جالب دیگه ای رو مطرح می کنه. ما جیسون جونز را فرستادیم ایران٬ به خاطر اینکه تو بهمون گفته بودی اونجا «اَمنه»! ولی تجربه‌ی بسیار جالبی بوده برای ما. گزارشات ما از اونجا بسیار بسیار شبیه گزارشات ما از جاهای دیگه است و چشمان ما را باز کرده رو به این واقعیت که چقدر ما از مردم ایران غیر قابل تمایز هستیم. و مردمی که ما باهاشون صحبت کردیم الان دستگیر شدن و چقدر ما بی پناه هستیم. چه کار میشه کرد برای کمک به این مردم که دستگیر شدن یا هر چیز دیگه ای.
ر: من فکر می کنم باید به اتحاده‌ی اروپا و سازمان ملل فشار بیشتری آورد چرا که حداقل اونها نفوذ بیشتری روی ایران دارند ولی ما (آمریکا) نداریم. ما هیچ کار دیگه ای برای نتبیه کردن آنها نمی تونیم بکنیم. مثلا چه کار میشه کرد؟ بیشتر تحریمشون کنیم؟ شما باید با یک نفر رابطه داشته باشید تا بتونید تنبیهش کنید. باید روی متحدانمان فشار بیشتری وارد کنیم ولی در آخر این موضوع برمیگرده به ریاست جمهوری در آمریکا. این رییس جمهور کسی است که معادله را در اون منطقه تغییر داده. ما رییس جمهوری داریم به نام باراک «حسین» اوباما٬ بله من گقتم «حسین». کاری هم نمی تونید بکنید!
ج: جانم؟ چی شد؟ تو مطمئنی اسم دومش «جفرسون» نیست؟
ر: ... که تصمیم گرفته دید بازتری نسبت به این موضوعات داشته باشه.او وقتی به ایران فکر می کنه فقط به فردا نگاه نمی کنه بلکه ده سال دیگه را می بینه.
ج: تو فکر می کنی نتیجه‌ی این داستان چی میشه؟
ر: من فکر می کنم وقتی این موضوع تموم بشه داستان به کلی متفاوت خواهد بود. میتونه بهتر یا بدتر باشه. به قول دوستم٬ ایران بین دو مدل کره‌ی شمالی و چین امکان انتخاب خواهد داشت. یا خیلی نظامی و منزوی میشه مثل کره‌ی شمالی یا ساختار خبرگان مرکزری خودش را حفظ میکنه ولی درش را به روی دنیا باز تر میکنه و دموکراتیک تر میشه.
ج: کره‌ی شمالی و چین؟ ها؟ داداش نمیشه این وسط یک بلژیک به ما بدی؟
ج: ممنون از رضا برای آمدنش به برنامه‌ی ما.

Tuesday, June 23, 2009

سوال از رییس جمهور آمریکا: سیاست آمریکا در مقابل تشکیل کره‌ی شمالی اسلامی در خاور میانه

در حال حاضر شاهد نوعی همزیستی مسالمت آمیز آمریکا با کره‌ی شمالی هستیم. به این ترتیب که کره‌ی شمالی هر از گاهی آمریکا و متحدانش در خاور دور (ژاپن و کره‌ی جنوبی) را تهدید به واکنش نظامی می کند و و سپس برای مدتی آن را فراموش می کند. در این میان٬ این مردم کره‌ی شمالی هستند که در نکبت و فقر دست و پا می زنند و هیچ کاری توسط هیچ کشوری برای رهایی آنها از چنگال دژخیمان حاکم انجام نمیشود.
حال به نظر میرسد با ادامه‌ی این روند در ایران و مسلط شدن نیروهای نظامی بر مردم٬ ممکن است شاهد شکل گیری یک کره‌ی شمالی دیگر در خاور میانه باشیم. کشوری که مردمش با فقر دست و پنجه نرم می کنند ولی رهبرانش هر از گاهی لحن تندی نسبت به اسرائیل نشان می دهند و آن را تهدید به نابودی می کنند. واضح است که هدف این کار٬ در حقیقت نابودی اسرائیل نیست. چرا که آنها خود می دانند در صورت دست زدن به چنین حماقتی٬ هدف حملات هسته ای اسرائیل قرار خواهند گرفت. در واقع هدف چنین تهدیداتی٬ تضمین بقای رژیم اسلامی خواهد بود.
آیا آمریکا برنامه ای برای جلوگیری از شکل گیری کره‌ی شمالی اسلامی در منطقه‌ی خاور میانه در دستور کار خود دارد؟

توضیح واضحات: شخصا نه معتقد به مفید بودن عملیات نظامی توسط کشورهای بیگانه هستم و نه مایل به آن. قطعا سوال من هم تاثیری در سیاستهای آمریکا در مقابل ایران نخواهد داشت. تنها به این دلیل که قرار است از رییس جمهور آمریکا سوال شود٬ مایلم بدانم طرح و برنامه‌ی آمریکا در خاور میانه چگونه ممکن است بر سرنوشت ایران تاثیر بگذارد؟