Showing posts with label دورویی. Show all posts
Showing posts with label دورویی. Show all posts
Tuesday, March 16, 2010
آقای کروبی اخیرا در اظهار نظری گفته اند: جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است.


قدیمتر ها٬ وقتی در روستای ما کسی از دنیا می رفت٬ اهالی ده می گفتند فلانی مرد. یاد ندارم کسی گفته باشد فلانی دچار مرگ زدگی شد. به همین خاطر هر چه به مغزمان فشار آوردیم٬ متوجه نشدیم دچار استبداد زدگی شدن یعنی چه؟ آیا منظور جناب کروبی این است که جمهوری اسلامی تبدیل به حکومت استبدای شده است؟

خوب این که گفتنش اینقدر سخت نیست. بله٬ اما چرا ایشان مانند هر آخوند دیگری علاقمند است لقمه را از پشت سر به دهان بگذارد؟ یادش به خیر یک آخوندی بود از بلاد انگلستان٬ به جای اینکه بگوید فلانی دزدی کرده است٬ می گفت فلانی تصرف نامشروع کرده است. از این گونه بازی با کلمات در دنیای آخوندها کم نیست. به هر حال آنها عمری را صرف همین کار می کنند و گذران زندگی شان از همین بازی با کلمات است.


اما از این هم که بگذریم٬ باید از جناب کروبی بپرسیم٬ دقیقا از چه موقع این اتفاق افتاده است و جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است؟ از بعد از انتخابات اخیر؟ مگر در انتخابات اخیر چه اتفاق جدیدی افتاد؟ شورای نگهبان پدیده ای جدید بود؟ یا عملکرد شورای نگهبان تازه بود؟ نظارت استصوابی سبکی تازه بود؟ اعدام و کشت و کشتار مردم اتفاق جدیدی بود؟ حکم حکومتی اقدامی بدیع بود؟ بستن روزنامه ها و حذف مخالفان اتفاق تازه ای بود؟ دقیقا چه اتفاق تازه ای افتاده که جمهوری اسلامی را به استبداد زدگی دچار کرده است؟

اصلا شاید تمام این موارد قبلا هم وجود داشته اند و به عبارت بهتر جمهوری اسلامی از اولش هم استبدادی بوده اما استبدادش چرب تر از الان بوده اما الان خشکیده؟
Thursday, February 19, 2009
آقای عطا الله مهاجرانی در مورد بمب گذاریهای انتحاری (استشهادی) در فلسطین در برخورد با اسراییل فرموده بودند: « . . . در واقع عملیات استشهادی یعنی اینكه یك نفر در بر ابر تحقیر، سركوب و ظلم و ستم جانش به لب برسد، در اصطلاح فارسی نیز جان به لب رسیده را داریم كه جان انسان به لب می‌رسد و از جان خودش صرفه نظر می‌كند كه عزت و افتخار را برای خودش كسب نماید. . .»

نمی دانم چرا بعد از خواندن صحبتهای ایشان٬ یاد فردی (جانبازی) افتادم که در مقابل مجلس خودسوزی کرد. البته ناگفته پیداست که هیچ ارتباطی میان فرمایش آقای مهاجرانی و فرد معتادی که خودش را به آتش کشیده وجود ندارد٬ چرا که فقط فلسطینیان از ستم و سرکوب٬ جانشان به لبشان می رسد ولی در ایران معتادان سابقه دار مبادرت به خودسوزی می کنند.
Friday, October 24, 2008
«منافقین از کفار بدترند.» این جمله به گوش همه ما آشناست. فکر می کنم آقای خمینی این جمله را در مورد گروهک مجاهدین خلق گفت و مجوز برخورد فیزیکی با آنها را صادر کرد.

اما منافق یعنی چه؟ این کلمه با نفاق هم خانواده است و معادل انگلیسی آن Hypocrite است. ویکی پدیا می گوید:

ترویج و تشویق یک باور٬ مذهب یا روش زندگی و اعمال نکردن همان روشها در مورد شخص خود. به عبارت دیگر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران بپسند و برعکس.



بدتر از آن٬ زمانی است که دیگران را با اعمال زور به روشهای مختلف از قبیل پرتاب از بلندی٬ سنگسار٬ قطع دست و پا٬ اعدام٬ شلاق زدن در ملا عام٬ کتک زدن و تحقیر در ملا عام٬ زندانی کردن و نظایر آن مجبور به در پیش گرفتن مدل خاصی از رندگی کنید٬ در حالیکه خود درست بر خلاف آن عمل می کنید.



من معتقدم پخش «فیلم کامل» آقای گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز جمعه شهرستان تویسرکان کاری نادرست بود ولی بخش اول فیلم اتفاقا باید پخش می شد. دلایلی هم برای خودم دارم که سعی می کنم یکی یکی به آنها اشاره کنم.

اینترنت و ابزارهای ارتباطی مدرن این امکان را به هر کسی می دهد تا در نقش خبرنگار عمل کند. هم اکنون بیش از ۵۰ میلیون وبلاگ در سراسر دنیا وجود دارد که اتفاقا بیشتر این وبلاگها در کشورهای پیشرفته و آزاد هستند. کاری که این وبلاگها می کنند این است: سعی در نمایش رویدادهای جامعه از دیدگاه یک شهرود عادی و نه از زاویه رسانه های عظیمی که ممکن است روابط پنهانی با صاحبان قدرت داشته باشند. تازه این مدل متعلق به کشورهایی است که از آزادی نسبی رسانه ای برخوردارند. در کشور ما٬ ایران٬ که آزادی بیان و رسانه یک شوخی تلخ است٬ وبلاگ نویسی به تنها منبع اطلاعات مستقل تبدیل میشود.

حتی همین وبلاگهایی که حداکثر ممکن است چندهزار خواننده بیشتر نداشته باشند٬ می توانند تاثیر عمیقی بر جامعه داشته باشند تا جاییکه مثلا خبرگزاری های دولتی را مجبور به ادای توضیح در مورد چند و چون بعضی از اخبار بکنند.

مثلا در مورد ماجرای موشک های فتوشاپی٬ پی گیری این خبر در وبلاگها و خبرگزاریهای خارجی کار را به جایی رساند که وزارت دفاع مجبور به ادای توضیحی در مورد آن شد.

اما در مورد نفاق٬ موارد بسیاری در ایران اتفاق افتاده که استانداردهای اعمال شده برای برخورد با مردم با نوع برخورد حکومت با عوامل خود متفاوت بوده است. مثالهای بیشماری در این مورد میتوان آورد که چند تا از آنها را اینجا می آورم.



۱- یک روحانی در متروی کرج جوانی را به ضرب گلوله از پای در می آورد. (+و +)دلیل: ایجاد مزاحمت توسط جوان برای برخی مسافران. حکم دادگاه: پرداخت دیه و سه سال حبس. و البته وی در همان ابتدای اجرای حکم به مرخصی پانزده روزه میرود.
۲- نیروی انتظامی با حمله به برخی مناطق شهر٬ با ضرب و شتم تعدادی از جوانان سعی در ایجاد رعب و وحشت در مردم می کند. بنابر ادعای نیروی انتظامی این افراد اراذل و اوباش بوده اند و البته برخی از افرادی که در مورد آقای گلستانی مخالف پخش فیلم هستند به دلیل عدم اثبات هویت شخصیت های فیلم٬ در آن زمان همگی مدافع این عمل نیروی انتظامی بودند٬ چون معتقد بودند کاملا «محرز» است که این افراد جز اراذل و اوباش هستند و به ناموس مردم در روز روشن تجاوز کرده اند پس مستحق چنین برخوردی هستند و حتی باید اعدام شوند. (+ و + و + و ...)
۳- تعدادی بسیجی در کرمان زوجهای جوان را به قتل می رسانند. دلیل: گمان می کردند آنها با هم رابطه نامشروع دارند. حکم دادگاه: تبرئه تمامی متهمان. تا جایی که من جستجو کردم کسی از دوستان مخالف پخش ویدئوی آقای گلستانی اعتراضی به این حکم نکرده است.

خوب در چنین وضعیتی و با وضع اسف باری که در سیستم قضایی و اطلاع رسانی ایران دیده میشود٬ ناگزیر بار اطلاع رسانی آزاد بر دوش وبلاگ نویسان و خبرگزاریهای بعضا مستقل خارج از کشور می افتد. حال اگر تنها "خبر" چنین اتفاقی در وبلاگی منتشر شود٬ این دوستان طلب مدرک خواهند کرد. این هم مدرک. تجربه هم ثابت کرده که این مدارک آنطورها که دوستان (+ و +) مدعی اند٬ جعلی نیستند. همچنین حریم خصوصی آقای گلستانی زمانی محترم خواهد بود که حریم خصوصی تک تک ما محترم شمرده شود. (البته شخصا با شکستن حریم خصوصی افراد مخالفم٬ ولی متاسفانه کلوخ انداز پاداشی جز سنگ دریافت نمی کند.) حریم خصوصی شرکت کنندگان در یک میهمانی شخصی که شاید کمی هم مشروب نوشیده باشند یا بی حجاب بوده باشند هم محترم است و آنان شایسته گذراندن شب در اداره مفاسد نیستند.

همین چند وقت پیش٬ فاش شد که وزیر امور خارجه کانادا با زنی رابطه عاشقانه داشته است. وی مجبور به استعفا از سمت خود شد. چرا؟ نه برای داشتن رابطه عاشقانه٬ چون این موضوع در کانادا جزء حوزه خصوصی افراد محسوب میشود٬ بلکه به دلیل جا گذاشتن یک سری اسناد سری در خانه زن مذکور. در واقع حکومت ایران با نوع برخوردش با این گونه مسائل برای مردم تعریف کرده است که سکس خارج از ازدواج٬ جرم محسوب شده و در حوزه خصوصی افراد نیست بلکه جرمی اجتماعی است. در چنین شرایطی آقای گلستانی هم نباید از این قاعده مستثنی باشد٬ اگر آن روستایی تاکستانی به جرم زنای محصنه سنگسار میشود آقای گلستانی هم باید بشود (که البته من مخالف آن هستم) واگر نه هیچ یک نباید سنگسار شود. گلشیفته فراهانی به خاطر نپوشاندن موهایش با روسری لقب فاحشه می گیرد ولی آبروی آقای گلستانی باید حفظ شود٬ چرا که هر انسانی ممکن است لغزش کند!

برگردیم به فرمایش آقای خمینی. اگر منافق بودن این قدر بد است که حکم اعدام فله ای آنان یک شبه صادر میشود٬ زارعی هم منافق است٬ آقای هلالی هم منافق است٬ آقای گلستانی هم همینطور.