Showing posts with label تاریخ. Show all posts
Showing posts with label تاریخ. Show all posts
Thursday, February 4, 2010
قسمتهای قبلی این نوشته:


کشاورزی به عنوان روشی برای زندگی٬ در بیرون از منطقه‌ی اریحا نیز به سرعت گسترش پیدا کرد؛ باستان شناسان بقایای کلنی های باستانی را در دره‌ی رود اردن٬ صحرای سینا و کوه کارمل یافته اند. در واقع همزمان با پرورش گیاهان و اهلی کردن حیوانات٬ کشاورزان باستانی آموختند که چگونه میتوان غذا را برای مصارف آینده ذخیره کرد٬ که این امر منجر به افزایش جمعیت٬ نوآوری و پیچیده تر شدن جوامع آنان شد. آنان همچنین سفالگری را اختراع کردند و هنر و فرهنگ شروع به شکوفا شدن کرد.



ظروف سفالی کشف شده در منطقه‌ی اریحا


این انفجار خلاقیت٬ در هنر قومی به نام یرموکیان٬ که در جنوب دریای الخلیل در حدود ۸۰۰۰ سال پیش می زیستند٬ بیشتر و بهتر قابل مشاهده است. در سالهای ۱۹۳۰ که مهاجرین یهودی در حال تاسیس شهر کیبوتز شهرالجولان در حاشیه‌ی رود یرموک بودند٬ تعداد زیادی قطعات سفالی بسیار زیبا یافتند که با خطوط زیگزاگی حکاکی و با رنگ قرمز تزئین شده بودند.


بعضی از این سفالگری ها به شکل زنی در حالت نشسته است که سری دراز دارد و احتمالا رب النوع باروری و حاصلخیزی بوده است. تنها در همین سایت٬ تاکنون بیش از ۳۰۰ مجسمه از این نوع به دست آمده است.



اکتشافات بعدی از آثار هنری سبک یرموکیان در مگیدو واقع در شمال اسرائیل٬ بیبلوس در لبنان و تقریبا ۲۰ مکان دیگر در سرزمین مقدس٬ نشان از گسترش روزافزون فرهنگ یرموکیان در منطقه دارد.

برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Wednesday, February 3, 2010
قسمت قبلی این نوشته:

سرزمین مقدس٬ قسمت اول

به عنوان مثال در مکانی به نام عبیدیه واقع در دره‌ی رود اردن٬ باستان شناسان ابزارهایی سنگی کشف کرده اند که عمر آنها به بیش از یک میلیون و چهارصدهزار سال می رسد و به احتمال زیاد هومینین ها (قدیمی ترین اسلاف بشر بیرون از آفریقا)٬ که حدود یک میلیون و هشتصد هزار سال قبل در منطقه‌ی مانیسی (Dmanisi) در گرجستان امروزی می زیسته اند٬ از همین مسیر عبور کرده اند. در مکان دیگری واقع در دره‌ی بزرگ٬ به نام خشر بنوت یعقوب٬ باستان شناسان نخستین بقایای تسلط انسان بر آتش را یافته اند که عمر آن به ۷۸۰٬۰۰۰ سال میرسد. و زمانی که گونه‌ی ما٬ یعنی هوموساپینس در حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سال پیش سفر خود به خارج از آفریقا را آغاز کرد٬ برای اولین بار در غارهایی که از شش گوشه٬ ارتفاعات سرزمین اسرائیل را احاطه کرده اند٬ سکنی گزید.


حفاری های باستان شناسی در سایت خشر بنوت یعقوب

این انسانها دسته های بدوی شکارچی ای بودند که از دید آنان سرزمین مقدس امروزی٬ ایستگاهی پر از شکار و منابع طبیعی در نخستین طی الارض های شان بود. اما وقتی انسانهای مدرن شروع به ریشه دوانیدن کردند٬ این سرزمین جایی بود که آنها تصمیم گرفتند اولین خانه های خود را در آن بسازند. شکی نیست که هوای معتدل مدیترانه ای این سرزمین٬ خاک حاصل خیز آن و رودخانه های متعدد آن جاذبه های طبیعی برای این تصمیم بوده اند. نخستین نشانه های میل به ساکن شدن در این منطقه در مکانی به نام «اوهالو۲» به عمر تقریبی ۲۳٬۰۰۰ سال٬ دیده میشود٬ مکانی واقع در جنوب شرقی دریای الخلیل٬ که آثار سرپناههای ساخته شده از شاخ و برگ درختان به همراه بقایای گلها و گیاهان جمع آوری شده در آنها از جمله جو برجای مانده است. ۸۵۰۰ سال بعد٬ مردمانی اسرارآمیز و نیمه ساکن به نام نطوفیان شروع به زاد و ولد در مناطقی کردند که امروزه اسرائیل٬ اراضی فلسطینی٬ سوریه و اردن نامیده میشوند. آنها در خانه های ساخته شده از شاخ و برگ زندگی می کردند٬ غزال و قوچ شکار می کردند٬ به داشت و برداشت دانه های وحشی اهتمام می ورزیدند و مردگان خود را در قبرستانی نزدیک به خود دفن می کردند.


خانه های ساخته شده از شاخ و برگ درختان

باستان شناس بریتانیایی به نام کتلین کنیون٬ در حدود سال ۱۹۵۰ دست به حفاری های گسترده در مکانی به نام تل السلطان واقع در اریحا٬ که محل زندگی نطوفیان بود٬ زد. در اریحا که نطوفیان احتمالا به خاطر وجود چشمه های متعدد آب تصمیم به اقامت در آن گرفتند٬ کنیون لایه های تاریخ را یکی پس از دیگری از زیر خاک بیرون کشید. درست یک لایه بالاتر از بقایای نطوفیان٬ او نخستین آثار مزرعه داری توسط انسان را که به ۱۱٬۰۰۰ سال قبل بر می گردد٬ کشف کرد. این کشف همچنین شامل یک برج بسیار زیبای سنگی به ارتفاع تقریبی هشت و نیم متر و مخزنی از جمجمه های انسان با چهره هایی گچ اندود شده٬ میشود.


برج سنگی ساخته شده توسط نطوفیان واقع در اریحا٬ اسرائیل

این مقطع زمانی٬ همان است که باستان شناسان از آن به عنوان عصر نوسنگی یاد می کنند٬ عصری که یکی از مراحل مهم حرکت بشر به سوی تمدن بود.

برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Monday, February 1, 2010
سرزمین مقدس. برای ۳/۵ میلیارد نفر از ساکنان کره‌ی زمین٬ یهودیان٬ مسیحیان و مسلمانان٬ این دو کلمه تداعی کننده‌ی سرزمینی جادویی است؛ چشمه‌ی جوشان معجزات که اساس یکتاپرستی موجود در مذهاب آنان از این سرزمین جاری شده است.


مومنین هر سه دین٬ این قطعه‌ی کوچک زمین را گرامی می دارند. سرزمینی که در قدیم کنعان نامیده می شد و در زمان حال محدوده ای است شامل اسرائیل٬ اراضی فلسطینی٬ لبنان٬ بخشهایی از اردن و سوریه و مصر. آنان این سرزمین را گرامی می دارند از آنرو که خدای آنان در این سرزمین خود را به بشر معرفی و سخنانش را به او عرضه کرد٬ اینجا جایی است که وقایع موجود در تورات و انجیل در آن روی داده است. در حقیقت هر سه دین بزرگ٬ خود را میراث دار ِ بزرگ خاندان٬ ابراهیم٬ می دانند. هم او که خدایش به او فرمان داد با همسرش سارا به کنعان برود و به او وعده‌ی قوم برگزیده را داد.


جبرئیل٬ ابراهیم و اسحاق٬ اثر رامبراند٬ ۱۶۳۴


حتی افرادی که به متون موجود در کتب مقدس به صورت تحت اللفظی باور ندارند٬ به سرزمین مقدس به دیده‌ی مکانی می نگرند که محل آمیزش و شکوفایی افسانه ها٬ فرهنگها و وقایع تاریخی بوده است. وقایعی که تاثیر انکار ناپذیری در سرنوشت بشر امروزین داشته و دارند. بسیاری از شهرهایی که در انجیل از آنان نام برده شده٬ حبرون٬ اورشلیم٬ غزه٬ بئر شبع و اریحا نام مکانهایی واقعی بوده اند که بعضی از آنها حتی امروز و هنوز اماکن پررونقی هستند. همچنین باستان شناسان بقایای چندین مکان دیگر که در کتب مقدس از آنها نام برده شده را از زیر خاک بیرون کشیده اند. امروزه یهودیان٬ مسیحیان و مسلمانان هر یک به دنبال سهم و حق خود از این سرزمین هستند٬ سرزمینی واقع شده میان دریا و بیابان٬ با کوههایی صعب العبور و دره ها و رودخانه ها.

چه عاملی موجب نقش حیاتی سرزمین مقدس در تاریخ بشر شد؟ پاسخ به این سوال در اعماق تاریخ فرگشتی نوع انسان نهفته است. در حدود دو میلیون سال پیش٬ زمانی که اجداد انسان امروزین یعنی هومینین ها ساکن در نواحی شرقی آفریقا٬ سرزمین اصلی خود را ترک کرده و شروع به اسکان در نواحی دیگر زمین کردند.


بسیاری از مردم شناسان٬ معتقدند این گروه در مسیر دره‌ی بزرگ٬ مسیری به طول ۴۰۰۰ مایل (۶۰۰۰ کیلومتر) حرکت کرده اند٬ مسیری که از شرق آفریقای مرکزی شروع شده و از بحر المیت و دره‌ی رود اردن گذشته و تا سیبری ادامه می یابد.


برگرفته از کتاب سرزمین مقدس٬ نشنال جئوگرافیک.

ادامه دارد. . .
Wednesday, October 14, 2009
در میان اقوام مختلف بشری٬ داستانی به صورت سینه به سینه٬ به اشکال و روایات مختلف تا به امروز نقل شده که حکایت از وقوع طوفان مهیبی دارد. این طوفان٬ بنا به خواست خدا یا خدایانی صورت گرفته که خواهان محو تمدن بشری از روی زمین بوده اند و مشهورترین این روایت «طوفان نوح» است.


تابلو «سیلاب» برگرفته از داستان طوفان نوح از انجیل اثر گوستاو دوره


این افسانه٬ در میان اقوام سومری٬ بابلی (حماسه‌ی گیلگمش) و در ادیان یهود و اسلام با تفاوت هایی٬ نقل شده است. همچنین نسخه های مختلفی از آن در جنوب و شرق آسیا و منطقه‌ی اقیانوسیه٬ از هندوستان و چین گرفته تا مالزی و استرالیا و نیوزیلند ثبت شده است.

همچنین در اروپا٬ در میان اقوام یونانی٬ آلمانی٬ فنلاندی و ایرلندی٬ نقل قولهایی در مورد وقوع طوفانی بزرگ وجود دارد. در میان بومیان آمریکا یعنی اقوام آزتک٬ مایا و اینکا نیز داستانهایی به این شکل وجود دارد.

برای مثال٬ در افسانه های اندونزی آمده که زمین روی پشت یک مار عظیم الجثه قرار داشته و این مار که از حمل این بار سنگین روی دوشش خسته میشود و با تکانی٬ آنرا به داخل دریا پرتاب می کند. (دریا کجا بوده؟) و خدا (باتارا-گورو) با ارسال یک کوه به میان دریا٬ به کمک دخترش می شتابد. واضح است که تمامی نسل بشر امروز٬ فرزندان این دختر هستند و البته بعدها زمین مجددا روی سر مار قرار داده میشود!

در افسانه های نیوزلندی٬ روآتاپو٬ از پدرش یواِنوکو٬ به دلیل ترجیح دادن برادر کوچکش٬ «کاهوتیا تِ رانجی» به او عصبانی میشود و برادرش را در آب غرق می کند. اما برادر غرق شده با کمک وال ها نجات می یابد.

در افسانه های اینکا٬ ویراکوچا به کمک امواج سهمگین٬ غولها را از بین می برد و با مخفی شدن در غاری که هیچ منفذی به بیرون نداشته از طوفان جان سالم به در می برد.

آخرین این داستانها هم که افسانه‌ی طوفان نوح است که با ساختن کشتی و سوار کردن یک جفت از هر حیوان٬ آنها را از غرق شدن در طوفان قهر الهی نجات می دهد.


تابلوی «کشتی نوح» اثر نقاش آمریکایی ادوارد هیکس


اما همانطور که مشاهده میشود٬ تنها وجه مشترک همه‌ی این اقوال٬ وجود طوفانی بزرگ و غرق شدن عده‌ی زیادی در آب است. اما اسامی قهرمانان٬ شکل نجات یافتن انسان و حیوانات از این طوفان و بازتولید نسل٬ در هر یک تفاوتهای فاحشی با دیگری دارد.

قدر مسلم این است که وجود داستانی با مضمون طوفان بزرگ در میان اقوام بیشماری در نقاط مختلف زمین٬ امکان واقعی بودن آن را بسیار افزایش می دهد. اما در مورد منشا این داستانها٬ دانش مدرن وقعی به افسانه سرایی ها نمی نهد. اگر قرار داشتن زمین روی سر یک مار بزرگ در ذهن بشر امروزی مهمل می نماید٬ وقوع طوفان بنا به خواست خدا و محو گناهکاران نیز٬ به همان اندازه مضحک است. کافی است تصور کنید سونامی رخ داده در سال ۲۰۰۴ در اقیانوس هند که منجر به کشته شدن بیش از دویست هزار انسان شد٬ ۵۰۰ یا هزار سال قبل به وقوع می پیوست. بدیهی است که ذهن اجداد ما که در صدد ارائه‌ی توضیحی برای هر رویدادی بوده اند٬ در صورت عدم درک علل مادی این پدیده به افسانه سرایی روی می آورده و پای خدایان را به میان می کشد.

اما صرف نظر از شاخ و برگهایی که در طول هزاران سال به این داستان اضافه شده است٬ دانش مدرن٬ به دنبال حادثه ای میگردد که بتواند توضیحی برای وجود این افسانه های گوناگون با مضمون واحد باشد. نکته ای که باید در اینجا به آن توجه کرد این است که لزوما تمامی این داستانها به یک حادثه‌ی واحد تاریخی اشاره نمی کنند. سیل یا طوفان پدیده ای است که به طور مکرر در همه جای دنیا رخ می دهد و موجب خسارتهای مالی و جانی زیادی میشود. حتی با پیشرفتهای تکنولوژیک امروزی٬ جلوگیری از طوفانهای این چنینی غیر ممکن است. (ببینید: طوفان کاترینا در آمریکا)

در مورد منشا ظهور چنین افسانه ای٬ بعضی معتقدند یافتن فسیل ماهی ها٬ صدف ها و آبزیان دیگر در نقاط مختلف زمین از جمله در میان کوههای بلند٬ این تصور را در مردم ایجاد کرده که لابد زمانی در آنجا دریا وجود داشته و با توجه به فقدان دانش کافی در مورد حرکت لایه های زمین در زمانهای قبل٬ ساده ترین توضیح برای وجود دریا در نقاط مرتفع٬ وقوع سیلاب در آن محل بوده است. نخستین بار لئوناردو داوینچی بود که این فرضیه را رد کرد و گفت که ساختار لایه ای شکل موجود در سنگهای کوهستانها (او به طور مشخص در مورد کوههای اَپنین در ایتالیا صحبت کرده است.)٬ نمی تواند به فوریت بر اثر وقوع یک طوفان پدید آمده باشد. اما یونانیان باستان فرضیه‌ی دیگری داشتند مبنی بر اینکه چنین سیلاب هایی چندین و چند بار به وقوع پیوسته و دلیل لایه لایه بودن کوهستانها و همچنین یافت شدن صدف دریایی در کوهستانهای مرتفع نیز به همین دلیل است.

البته احتمال این هم هست که عده ای شاهد وقوع طوفان مهیبی بوده اند و به هر شکلی جان سالم از آن به در برده و این داستان را نسل های بعدی منتقل کرده اند.

اما علم در این مورد چه می گوید؟

یکی از فرضیات در این زمینه٬ سقوط یک شهاب سنگ در محلی واقع در جنوب شرقی اقیانوس هند (روی نقشه ببینید) است. این محل که به «گودال برکل» (Burckle crater) شهرت دارد٬ در حدود ۳۰ کیلومتر قطر دارد که تقریبا ۲۵ برابر «گودال بَرینجر» که در ایالت آریزونای آمریکا واقع است٬ می باشد. تخمین زده میشود که این گودال در محدوده‌ی زمانی بین ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح (در حدود ۵۰۰۰ سال قبل) به زمین اصابت کرده باشد. این گودال در عمق ۳۸۰۰ متری دریا قرار دارد.


فرضیه‌ی دیگر٬ اشاره به وقوع آتشفشانی عظیم در حدود ۱۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح٬ در جنوب یونان در دریای مدیترانه دارد که منجر به وقوع سونامی عظیمی در منطقه‌ی خاور میانه٬ شمال آفریقا و جنوب اروپا شده است.


البته باید توجه خوانندگان عزیز را به این نکته جلب کنم که فوران این آتشفشان عظیم در زمان مورد بحث فرضیه نیست. بلکه این موضوع که این فوران و امواج آب حاصل از آن٬ منشا داستان طوفان نوح بوده باشد٬ محل بحث است.

اما مهمترین تئوری در ارتباط با طوفان نوح٬ پر شدن ناگهانی دریای سیاه در حدود ۵۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است. این فرضیه می گوید: «دریای سیاه و دریاچه‌ی خزر٬ دریاچه های آب شیرینی بودند شکل گرفته از آب شدن تدریجی یخچالها. رودخانه ای منتهی به دریای سیاه٬ به مرور زمان تغییر مسیر داده و راهی دریای شمال شدند و در نتیجه سطح آب دریای سیاه بر اثر تبخیر به مرور پایین می رفت. در حدود سال ۵۶۰۰ پیش از میلاد٬ با آب شدن بیشتر یخهای قطبی آب دریاها بالاتر رفته و با بالارفتن سطح دریای مدیترانه٬ در ناحیه‌ی تنگه‌ی بسفر٬ ناگهان سد سنگی طبیعی شکسته و مساحتی بالغ بر ۱۵۵٬۰۰۰ کیلومتر مربع به زیر آب فرورفت. در طی این اتفاق٬ ۴۲ کیلومتر مکعب آب در هر روز وارد حوضچه‌ی دریای سیاه شده است که برابر است با ۲۰۰ برابر حجم آب آبشار نیاگارا. این اتفاق برای ۳۰۰ روز متوالی ادامه داشته است.»


دریای سیاه امروزی (آبی روشن) و «دریاچه‌ی سیاه» پیش از سیل (آبی تیره)



دریای اژه٬ دریای مرمره و دریای سیاه قبل و بعد از سیلاب

بازبینی های متعدد در مورد این فرضیه٬ صحت آنرا تایید کردند و در اکتشافات متعدد زیر آب٬ صدفهای حلزون ساکن در آب شیرین (حال آنکه دریای سیاه در حال حاضر دارای آب شور است.)٬ خطهای ساحلی باستانی٬ چوبهای بریده شده با ابزار و ساختمانهای دست ساز بشر از عمق ۱۰۰ متری دریای سیاه به دست آمده است.

واضح است که مولف این مقاله مدعی نیست همه یا هر یک از این تئوری ها یا فرضیه ها دقیقا همان طوفان مورد اشاره‌ی طوفان نوح است. اما عقل خردگرا به او میگوید که حتما پدیده‌ی مادی با منشا طبیعی موجب پدید آمدن طوفانی عظیم بوده و این داستان بعد از گذشتن هزاران سال٬ با نقل شدن سینه به سینه و با افزوده شدن شاخ و برگهای بیشمار به آن٬ به صورت امروزی به دست ما رسیده است و برداشت «عینی» و مو به مو واقعی دانستن آن و نسبت دادن آن به خدا(یان) از عقل سلیم به دور است.